CRIME TIME I کرایم تایم
اینجا پادکست کرایم تایم هستش و ما در هر اپیزود یک ماجرای جنایی واقعی رو بازگو میکنیم
دختری میان برگ ها
من دیرم شده باید برم مدرسه، سگم کجاس؟
این اولین جملات قربانی بود بعد از چند روز اسارت
دچار شوک شده بود
پلیس باورش نمیشد یه مرد روانی بتونه همچین بلایی سر یه خانواده بیاره
اونم بدون دلیل مشخص و منطقی و قابل درکی
کیسه خواب خونی
نه شاهدی بود
نه خونی در خودرو پیدا شد
قاتل مطمئن بود جنایت بینقصش لو نمیره
اما اون یه چیز رو حساب نکرده بود
اینکه یکی از کارکشته ترین افسرای پلیس ، بشه مسئول این پرونده
توطئه ناپدری
ناپدریش به پلیس گفت: فرار کرده، نوجوونه دیگه
اما بعد از نزدیک به ۲۰ سال، راز اون خونه برملا شد
پرونده آلیسا داستان خیانت، سکوت و شجاعت بیپایان خواهرشه
که دست از سر ناپدری برنداشت تا بالأخره مچش رو گرفت
پرنسس وایکینگ ها
دوست داشت پرنسس وایکینگ ها بشه
اما شد پرنسس تگزاس
تو قلب مردم تگزاس هنوزم یاد آتنا زنده اس
داستان آتنا تلخِ ، اما قانون آتنا جون صدها نفر رو تا حالا نجات داده
تاکسی اینترنتی
ساعت 2 صبح سامانتا درخواست یه تاکسی اینترنتی میکنه
ساعت 2.09 دقیقه سوار میشه و بعد از اون دیگه خبری ازش نمیشه
قصه سامانتا شد یه قانون، سامانتا باعث افزایش امنیت شد و خیلیا امروز مدیونش هستند
شکارچی دَوَنده
یه دویدن ساده ، یه روز خوب آفتابی
تبدیل شد به یه روز تلخ و یه فاجعه بزرگ
فاجعه ای که ، راز هیولایی رو برملا کرد ، که مدتها بود تبدیل به کابوس زنان منطقه شده بود
جنایت قرن
((فقط میخواستن برگردن خونه))
این آخرین چیزی بود که شاید توی ذهن جاسمین و ایوان 16 ساله بود
.سال ۱۹۹۴ در آلمان، جنایتی رخ داد که تا سالها بعد،
هیچ دختری جرئت نمیکرد تنهایی پاشو از خونه بگذاره بیرون
.ماجرای قاتلی بیرحم که پشت نقاب مهربونی ، کثیف ترین کارای ممکن رو کرد
مرگ ؛ پایان یک زجر طولانی
هیچوقت فکر نمیکردن اون آخرین باری باشه که دستهای همو میگیرن
…ژانویه ۲۰۰۷، شبی که قرار بود یه شب عاشقانه وخوب باشه
تبدیل شد به کابوسی که هنوزم بعد از سالها
وقتی ازش حرف میزنن اشک توی چشماشون حلقه میزنه.
پرونده قتل شَنون کریستین و کریستوفر نیوسام؛
جاییِ که مرزهای خشونت و رذالت جابجا شد
دوست مورد اعتماد
وقتی یه آدمی که میشناسیش ، بهش اعتماد داری
یهو تبدیل به یه غریبه میشه
،این اپیزود ، داستان یه دوستِ که تبدیل به دشمن شد و زندگی همه رو نابود کرد
جنایت در خیابان سیدنی
یه مجری رادیو محبوب
یه همسر دوست داشتنی
یه دوست خوب
تو یه شب معمولی اتفاقی براش میفته
که باعث تغییر قانون در ایالت ویکتوریا استرالیا میشه
اپیزود ویژه (پر شنونده ترین های اتاق 13 )
مرد خانواده : چطور یک مجسمه گچی بعد از ۱۸ سال راز هولناکترین قاتل آمریکا رو لو داد؟ یک مجسمهساز با هنر چهرهنگاری سنِ جان لیست رو پیشبینی کرد و همون شب پخش برنامه، همسایهاش به پلیس زنگ زد: «این مرد همسایه منه!
اعتماد اشتباه :
وقتی ثروت و شهرت، چشمانت رو روی خطرات میبنده! ریک چنس، تاجر سرشناس طلا و الماس، فکر میکرد داره برای یه معامله و قرار عاشقانه به هتل میره، اما نمیدونست دختر رقصندهای که بهش اعتماد کرده، نقشه دیگه ای براش کشیده
من مسیحم:
روانیترین قاتلی که بعد از دزدیدن دخترها، به خانوادههاشون زنگ میزد و، میگفت من مسیحم ، شکنجه روحیشون میداد!
معلم:
آخرین نوشته روی تخته سیاه کلاس: «امروز روز خوبیه برای یاد گرفتن!»
کالین ۲۴ ساله هیچوقت نتونست فردای اون روز به کلاسش برگرده. پشت لبخندهای آرام بعضی آدمها چه تاریکی و خشمی پنهان شده؟
اپیزود ویژه (پر شنونده ترین های اتاق 13 )
ماجرای اول :
نیکول فکر میکرد با فرار به یه شهر جدید میتونه یه نفس راحت بکشه، اما خبر نداشت تکنولوژی دشمن جونش شده!نیکول از دست نامزد خشنش فرار کرد، اما قاتل با یه ردیاب GPS قدمبهقدم دنبالش بود و نقشهی شومش رو عملی کرد.این پرونده نشون میده گاهی ترسناکترین آدما، همونایی هستن که یه روزی عاشقشون بودیم.
پرونده دوم:
جیمی لایادی تو دام مردی افتاد که حتی اسم و هویتش هم واقعی نبود؛ کسی که قدمبهقدم برای تصاحب زندگیش نقشه کشیده بود.
پرونده سوم :دوست یا دشمن؟ جک ایروین، کهنهسرباز ۷۱ ساله، به دو زن اعتماد کرد و تمام داراییاش رو به نامشون زد، اما خبر نداشت که دارن براش نقشه میکشن.
و آخرین پرونده :چطور ممکنه درِ زندان باز باشه، اما فرار نکنی؟آدمرباهای کالین یا کولین استن با تعریف یه داستان خیالی درباره یه «سازمان» مخوف، اون رو طوری شستشوی مغزی دادن که جرئت فرار کردن نداشت!این پرونده یه کلاس درس وحشتناک درباره کنترل روان و قدرت تلقینه. داستان کامل این ۷ سال اسارت رو از دست ندید.
زن سفید پوش
یه دختربچه 8 ساله داره از مدرسه برمیگرده خونه،
اما دیگه هیچوقت به درِ خونه نمیرسه
دوربینهای مداربسته یه زن غریبه رو نشون میدن که دستش رو گرفته
چی شد که این مسیرِ کوتاه به یه فاجعه ملی تبدیل شد؟
قانون مریم
قتل یه ایرانی که برای ساختن یه زندگی بهتریه آینده درخشان تر برای پسرش به کانادا مهاجرت کرده بود
اونقدر جنجالی میشه
اونقدر دل مردم رو به درد میاره
که باعث تغییر قانون میشه
جنبش سیاه پوستان
فکرکن تشنت باشه ، جلوت آبخوری باشه اما نتونی بخوری
چون باید بگردی دنبال آبخوری مخصوص سیاه پوستان یا تو اتوبوس، صندلی خالی باشه ،
اما مجبور باشی بایستی چون اون صندلی برای سفیدپوستاس
اینها بخشی از زندگی روزمرهی میلیونها آمریکایی بود.
دولت ، یک سیستم کامل از تحقیر، تبعیض و سرکوب سیستماتیک رو بنا کرده بود.
این جنبش، داستان شکستن همین کابوس بود؛ داستانی برای پس گرفتن کرامت انسانی
یه راز مهم
گاهی وقتا دشمنت غریبه نیست؛
همونیه که توی بغلش میخندی و باهاش سلفی میگیری
که وقتی حس کنن خطری داره تهدیدشون میکنه
حذفت میکنن
اپیزود ویژه (پرشونده ترین اپیزودهای اتاق 13)
در این اپیزود شنونده 5 ماجرای مختلف هستید
شنونده داستان زنی اغواگر هستید
شنونده داستان مردی هستید که مرد شریفی بود، اما زندگی اون رو تبدیل به یه هیولا کرد
شنونده داستان زوجی هستید که یه سفر عاشقانه و جذاب رو شروع کردن اما پایان سفرشون تلخ شد
شنونده داستان مردی هستید برای سالیان سال با یه هویت جعلی زندگی میکرد
و شنونده ماجرای یه مجری معروف بی بی سی خواهید بود که مرگش تبدیل به یه معما شد
اپیزود ویژه (پر شنونده ترین های اتاق 13 )
این اپیزود ، از 4 بخش تشکیل شده و شامل 4 اپیزود مختلف هستش
داستانی از عشق که به یه تراژدی تلخ ختم شدداستان یه حسادت دوستانه
داستان زنی که نمیتونست بیخیال حرف مردم بشه
و داستان دختر بچه ای که دنیا براش جای امنی نبود
اپیزود ویژه (پر شنونده ترین های اتاق 13 )
در این اپیزود شنونده 4 داستان مختلف هستید
داستان اول : زنی که از زنانگیش برای ترغیب مردها و رقم زدن یه جنایت سواستفاده کرد
داستان دوم : وقتی که یه دزد ، خودش قربانی میشه
داستان سوم : داستان یه آرایشگره که بدون اینکه خودش خبر داشته باشه معشوقه ذهنی یه مرد بود و منجر به یه جنایت شد
داستان چهارم : داستان مردی که کابوس مردم انگلیس و شهر لندن شده بود
اپیزود ویژه (پرشنونده ترین های اتاق 13)
اپیزودی متشکل از 4 داستان
، داستان دو قاتل سریالی بی رحم
،پدری خودخواه که خانواده اش رو نابود کرد
دختری که بخاطر فشارهای پدر و مادرش یه فاجعه رو رقم زد
و زنی که از جذابیتش برای فریب و جنایت استفاده کرد
فرار نافرجام
رابرت چه رازی رو میدونست که حاضر شد کل زندگیش رو توی یه روز ول کنه و فرار کنه؟
آیا اون قربانی یه توهم شد؟
آیا قاتلهایی هزاران کیلومتر تعقیبش کردن؟
خون آشام سوئد
قاتل کی میتونست باشه؟
یه مشتری ناشناس، یه جراح یا یه خون آشام ؟
پرونده خونآشام سوئد بیش از ۹۰ ساله که ذهن بهترین کارآگاههای پلیس رو درگیر کرده
کمپینگ در نیمه شب
مامان تو صندوق عقبه
مامان توی معدنِ و افتاد توی آب
اینا حرفای یه پسر بچه چهارساله بودیعنی چیزی دیده؟
یعنی این پسر شاهد یه جنایت بوده؟
این اپیزود داستان یه خانواده اس
که هرچی جلوتر میره پیچیده تر و مرموز تر میشه
عمارت ارواح
سی و هشت سال، صدای چکشها حتی برای یک روز هم قطع نشد
این کار بخشی از زندگی مردم شهر شده بود
تا اینکه یه روز صبح، دیگه هیچ صدایی شنیده نشد
اون روز، فرشتهی مرگ بالاخره تونسته بود راهش رو تو اون هزارتوی عجیب پیدا کنه
پولشویی(2)
فکر میکنی پولشویی یه جرم که به من و شما ربطی نداره؟
خب اینطور نیست کاملا به ما ربط داره وقتی یه ساختمان با پول کثیف ساخته میشه
قیمت خرید و اجاره برای ما بالا میره
وقتی یه شرکت با پول قاچاق، رقبای سالم رو حذف میکنه فرصت شغلی از ما گرفته میشه
پولشویی فقط شستن پول نیست؛شستن آینده و فرصتهای یک جامعه است
بیا ببینیم قربانی اصلی این جرم کیه
پولشویی
فکر میکنی پولشویی یه جرم که به من و شما ربطی نداره؟
خب اینطور نیست کاملا به ما ربط داره وقتی یه ساختمان با پول کثیف ساخته میشه
قیمت خرید و اجاره برای ما بالا میره
وقتی یه شرکت با پول قاچاق، رقبای سالم رو حذف میکنه فرصت شغلی از ما گرفته میشه
پولشویی فقط شستن پول نیست؛شستن آینده و فرصتهای یک جامعه است
بیا ببینیم قربانی اصلی این جرم کیه
جنایت غیر عادی
چقدر آدمای نزدیکت رو میشناسی؟
به نظرت یه مرد چون زن و بچه داره میتونه آدم بی خطری باشه ؟
به نظرت آدما تا چه حد میتونن مریض و روانی باشن ؟
داستان این اپیزود واقعا شوکه کنندس و باور هر شنونده ای رو عوض میکنه
پوکر باز
یه دورهمی
یه پوکر بازی با رفقاش
براش گرون تموم شد
چون وقتی خونه نبود ، اتفاقی برای خانواده اش افتاد که شاید اگه بود نمیفتاد
البته که ماجرا به همین سادگیا نیست
رفیق کُشی
به تِد باندی میگفتن آماتور
میگفتن میخوایم از اونم بزرگتر بشیم
عاشق فیلمای خشن و اِسلَشِری بودن
کی فکرشو میکرد دو تا نوجوون 16 ساله اینکارو بکنن ؟
تازه وارِد
تا حالا شده برید جایی و حس کنید بقیه رفتار متفاوتی باهاتون دارن چون غریبه اید
حس کنید دارن قُلدُری میکنن براتون ؟
خب فیبی 15 ساله ایرلندی هم همین حس رو داشت
و ماجرای فیبی شد یه داستان جهانی
کارت مترو
اونا فکر میکردن همهچیز بینقص و کامله؛ یه جنایت بدون هیچ ردپایی
فکر میکردن قسر در رفتن و حالا میتونن به کارهای کثیفشون ادامه بدن
اما یه اشتباه کوچیک، کافی بود تا کل نقشهشون مثل یه دومینو فرو بریزه
شغل تابستانی
یک بطری آب ، یه حوله ، یه جفت صندل و یه صندلی خالی
اینا تمام چیزایی بود که اونجا بود ، اما اثری از خودش نبود
مالی کجا بود ؟ کجا رفته بود ؟
این پرونده بیش از دو دهه طول کشید تا حل بشه
هرچند با تردید و معما و حدس و گمان حل شد ، اما خب این پرونده پیچیده
الان از نظر خیلیا حل شده است
خسته از تحقیر
یک زن ، یک همسر ، چقدر میتونه رفتارای بد شوهرش رو تحمل کنه ؟
یکسال ؟ پنج سال ؟ ده سال ؟ بیست سال؟
سالی برای بیش از سی سال ، کارای ریچارد رو تحمل کرد
تحقیرها ، توهین ها ، بازی های روانی ، همه رو تحمل کرد
اما در آخر خسته شد و کاری رو کرد که فکرشم نمیکرد بکنه
اما پسراش تا آخر کنارش موندن
تشنه رفاقت!
تشنه دوست پیدا کردن بود
عاشق بازی کامپیوتری بود
به همه اعتماد میکرد و همه رو دوست داشت ، فکر نمیکرد دنیا انقدر بی رحم باشه
اما عاقبت این پسر 13 ساله تلخ شد ، چون خاص بود ، چون خیلی خیلی مهربون تر از بقیه بود
مزرعه ذرت
کی فکرشو میکرد یه آخرهفته خوب ، تو مزرعه پدربزرگ
یه بازی ساده با برادرا و خواهرش و دوستاش بشه یه فاجعه
فقط 150 متر با خونه فاصله داشت
اما مسیری که رفت انتهایی نداشت
!دارم برمیگردم
دارم برمیگردم
من تا نیم ساعت دیگه اونجام
نیم ساعتی که هیچوقت نرسید
اون فقط یه اشتباه کرد ، به غریزهش اعتماد نکرد
و همین اشتباه ، تاوان بزرگی برای اون داشت
اغفال اینترنتی
مجازی بازی کن، واقعی زندگی کن
این شد شعار یه سازمان که تا حالا شاید جون خیلیا رو نجات داده باشه
این اپیزود ، داستان یه نوجوان 14 ساله اس ، که میخواس مدیرعامل یه شرکت بزرگ بشه
اما صاحب اون شرکت بزرگ نقشه های دیگه ای برای این نوجوان داشت
عینک بنفش
یه بچه بی گناه مگه چه کاری میتونه کرده باشی که بخوان بهش آسیبی برسونن ؟
اصلا چی از دنیا میخواد جز یه جایی واسه بازی کردن و داشتن امنیت؟
جسیکای ده ساله رفت مدرسه ولی هیچوقت به کلاس نرسید
رفتنِ تلخ اون، نشون داد که دنیا گاهی چقدر میتونه واسه فرشتههای بیگناه بیرحم باشه
همسایه کِنِدی
وقتی ثروت و قدرت روی خون سرپوش میذاره
پرونده مارتا و ردپای خانوادههای نزدیک به خاندان کندی
داستان قدرت و ثروتِ که تونسته برای دهه ها
حقیقت رو پنهان نگه داره
پایان آقای خاص
یه آقای خاص بود
یه پدر خوب ، یه پدربزرگ مهربون ، یه همکار ایده آل
یه عضو فعال کلیسا
اما پشت این نقاب یه قاتل روانی وجود داشت
سی سال قتل و بازی با پلیس
قاتل میتونست تا آخر عمرش مثل یه راز باقی بمونه
ولی غرورش کار دستش داد
یه قاتل سریالی که بیشتر از کشتن، تشنه دیده شدن بود و تهش هم همین عطش، دستش رو رو کرد