Tarikh Be Revayat e Movarekh | پادکست تاریخ به روایت مورخ

40 Episodes
Subscribe

By: PersianBMS

در فصل دوم این برنامه که به مناسبت دویستمین سال تولد حضرت باب به صورت نمایش رادیویی تهیه شده ماندانا دختر ایرانی، تاریخ نبیل را که از دوست بهائیش ترنم گرفته مطالعه می‌کند. دوباره نبیل زرندی خود تاریخش را روایت می‌کند.

✂️ Turn this podcast into clips
رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۵)
رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۵) episode artwork
#20
Yesterday at 7:30 AM

بخش پنجم سرگذشت جناب ابوالفضائل گلپایگانی.
اقامت در اراضی مقدسه در حضور حضرت عبدالبهاء - سفر به مصر و ارتباط با جامع الازهر - سفر به امریکا و اقامتِ حدود ۲ سال.


رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۴)
رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۴) episode artwork
#19
10/14/2026

بخش چهارم سرگذشت جناب ابوالفضائل گلپایگانی.
سفرهای ایشان پس از آزادی سوم از زندان شاه. وقایع عشق آباد.


رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۳)
رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۳) episode artwork
#18
10/07/2026

بخش سوم سرگذشت جناب ابوالفضائل گلپایگانی.
وقایع بعد از ایمان آوردن ایشان به آیین بهائی.


رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۲)
رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۲) episode artwork
#17
09/30/2026

بخش دوم سرگذشت جناب ابوالفضائل گلپایگانی.
ایمان به آیین جدید.


رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۱)
رادمردان جاوید: ابوالفضائل گلپایگانی (بخش ۱) episode artwork
#16
09/23/2026

بخش اول سرگذشت جناب ابوالفضائل گلپایگانی.
یک ملاقات، یک سوال.


رادمردان جاوید: آقا محمد قائنی نبیل اکبر (بخش ۳)
رادمردان جاوید: آقا محمد قائنی نبیل اکبر (بخش ۳) episode artwork
#15
09/16/2026

بخش سوم و پایانی سرگذشت آقا محمد قائنی نبیل اکبر.
دشمنی علمای قائنات با او و سخن‌چینی نزد حاکم. زندانی شدن ایشان.


رادمردان جاوید: آقا محمد قائنی نبیل اکبر (بخش ۲)
رادمردان جاوید: آقا محمد قائنی نبیل اکبر (بخش ۲) episode artwork
#14
09/09/2026

بخش دوم سرگذشت آقا محمد قائنی نبیل اکبر.
تحصیل در اصول و فق به فرمان پدر در عتبات.


رادمردان جاوید: آقا محمد قائنی نبیل اکبر (بخش ۱)
رادمردان جاوید: آقا محمد قائنی نبیل اکبر (بخش ۱) episode artwork
#13
09/02/2026

بخش اول سرگذشت آقا محمد قائنی ملقب به فاضل و نبیل اکبر.
نحوه ایمان آوردن او به آیین بابی.


رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۶
رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۶ episode artwork
#12
08/26/2026

بخش ششم و آخر سرگذشت ملا محمد علی زنجانی ملقب به حجت. سرانجام وقایع قلعه علی مردان خان زنجان.


رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۵
رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۵ episode artwork
#11
08/19/2026

بخش پنجم سرگذشت حجت زنجانی. زنان بابی و دفاع شجاعانه آنان در واقعه قلعه زنجان. حکایت زینب رستم علی.


رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۴
رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۴ episode artwork
#10
08/12/2026

بخش چهارم سرگذشت ملا محمّد علی زنجانی ملقّب به حجّت. دستور دستگیری جناب حجّت از جانب حاکم زنجان. انتقال جناب حجّت و همراهان و خانواده ایشان به قلعه علیمردان خان.


رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۳
رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۳ episode artwork
#9
08/05/2026

بخش سوم سرگذشت ملا محمد علی زنجانی ملقب به حجت. شکایت مجدد علمای زنجان و احضار جناب حجت به طهران و سرزنش‌های حاج میرزا آقاسی.


رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۲
رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۲ episode artwork
#8
07/29/2026

بخش دوم سرگذشت ملا محمد علی زنجانی ملقب به حجت. تشکیل مجلسی از علمای زنجان و جناب حجت در حضور محمد شاه.


رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۱
رادمردان جاوید: ملا محمد علی زنجانی (حجت) - بخش ۱ episode artwork
#7
07/22/2026

بخش اول سرگذشت ملاّ محمّد علی زنجانی ملقّب به حجّت. نحوه ایمان آوردن او به آیین بابی و استقامت در برابر مخالفین.


رادمردان جاوید: میرزا محمد تقی ابهری (ابن ابهر) - بخش ۳
رادمردان جاوید: میرزا محمد تقی ابهری (ابن ابهر) - بخش ۳ episode artwork
#6
07/15/2026

بخش سوم و پایانی سرگذشت میرزا محمد تقی ابهری معروف به ابن ابهر.


رادمردان جاوید: میرزا محمد تقی ابهری (ابن ابهر) - بخش ۲
رادمردان جاوید: میرزا محمد تقی ابهری (ابن ابهر) - بخش ۲ episode artwork
#5
07/08/2026

- در این مجموعه با مردانی از جامعه روحانیت شیعه در ایران آشنا می‌شوید که وقتی آوازه آیین‌های بابی و بهائی را شنیدند بلافاصله به تحقیق و مطالعه پرداختند و در راه ارتفاع و گسترش آن حتی از جان خود گذشتند.- بخش دوم سرگذشت میرزا محمّد تقی ابهری معروف به ابن ابهر.


رادمردان جاوید: میرزا محمد تقی ابهری (ابن ابهر) - بخش ۱
رادمردان جاوید: میرزا محمد تقی ابهری (ابن ابهر) - بخش ۱ episode artwork
#4
07/01/2026

- در این مجموعه با مردانی از جامعه روحانیت شیعه در ایران آشنا می‌شوید که وقتی آوازه آیین‌های بابی و بهائی را شنیدند بلافاصله به تحقیق و مطالعه پرداختند و در راه ارتفاع و گسترش آن حتی ازجان خود گذشتند.- بخش اوّل سرگذشت میرزا محمّد تقی ابهری معروف به ابن ابهر.


رادمردان جاوید: ادیب العلمای طالقانی - بخش ۳
رادمردان جاوید: ادیب العلمای طالقانی - بخش ۳ episode artwork
#37
06/24/2026

- در این مجموعه با مردانی از جامعه روحانیت شیعه در ایران آشنا می‌شوید که وقتی آوازه آیین های بابی و بهائی را شنیدند بلافاصله به تحقیق و مطالعه پرداختند و در راه ارتفاع و گسترش آن حتی ازجان خود گذشتند.- بخش سوم و پایانی سرگذشت ادیب العلمای طالقانی.


رادمردان جاوید: ادیب العلمای طالقانی - بخش ۲
رادمردان جاوید: ادیب العلمای طالقانی - بخش ۲ episode artwork
#36
06/17/2026

- در این مجموعه با مردانی از جامعه روحانیت شیعه در ایران آشنا می‌شوید که وقتی آوازه آیین های بابی و بهائی را شنیدند بلافاصله به تحقیق و مطالعه پرداختند و در راه ارتفاع و گسترش آن حتی از جان خود گذشتند.- بخش دوم سرگذشت ادیب العلمای طالقانی.


رادمردان جاوید: ادیب العلمای طالقانی - بخش ۱
رادمردان جاوید: ادیب العلمای طالقانی - بخش ۱ episode artwork
#35
06/10/2026

بخش اوّلِ سرگذشت ادیب العلمای طالقانی.


فصل ۲ - قسمت ۳۴ - با هم بیندیشیم (بخش پایانی)
#34
04/27/2020

ماندانا: من همیشه فکر می کردم وقتی حضرت قائم ظهور کنه، یه نور زیادی آسمون و زمین رو روشن می کنه و کلی اتفاقای عجیب می افته ترنم: اومدن یه مربی الهی یه اتفاق روحانیه، به نظرم همین نوری که می گی می درخشه، اما در قلب و روح انسان ها. اون وقت می بینی یه آدم های فوق العاده بزرگی مثل قدوس و ملاحسین و طاهره و حجت و وحید و بقیه ظاهر می شن.


فصل ۲ - قسمت ۳۳ - عشقی تا همیشه تاریخ
#33
04/13/2020

ماندانا: همه اش دارم درباره شهادت حضرت باب فکر می کنم، شهادت حضرت باب و انیس عاشق و وفادارشون محمد علی زنوزی. چه عشق صاف و قشنگ و بی نظیر و عمیقی داشته انیس. نبیل: برای همین هم به این موهبت بی نظیر رسید که پیکرش تا ابد با پیکر حضرت باب در هم آمیخته شود.


فصل ۲ - قسمت ۳۲ - آن روز که سیاهی تبریز را فرا گرفت
#32
04/06/2020

نبیل: سام خان گفت من مسیحی هستم و دشمنی با شما ندارم. شما را به خداوندی که شریکی ندارد قسم می دهم که اگر حقی در نزد شما هست، کاری بکنید که من دخالتی در ریختن خون شما نداشته باشم. حضرت باب فرمودند: تو به آنچه ماموری مشغول باش. اگر نیت تو خالص باشد، حق تو را از این مخمصه نجات خواهد داد.


فصل ۲ - قسمت ۳۱ - آخرین بازگشت به تبریز
#31
03/30/2020

نبیل: امیر کبیر خیال می کرد که اگر قوه محرکه این نهضت، یعنی حضرت باب ازمیان برود، این آتش خاموش می شود. برای همین مشاورین خود را دعوت کرد و این فکر را با آن ها در میان گذاشت و گفت


فصل ۲ - قسمت۳۰ - زینب دختری از نسل شجاعان تاریخ ایران
#30
03/16/2020

نبیل: داستان رستم علی را نشنیده ای؟ ماندانا: رستم علی؟ نه. هیچ وقت برام نگفتین. نبیل: در بین زنانی که در قلعه زنجان بودند، دختری بود به اسم زینب که خانه اش در ده کوچکی نزدیک به زنجان قرار داشت


فصل ۲ - قسمت ۲۹ - در حصار قلعه‌ها
#29
03/09/2020

ترنم: حضرت باب فرموده بودن که ملاحسین عمامه سبز برسر بذاره و همراه با یارانش با بلند کردن پرچم های سیاه به مازندران بره. ماندانا: این پرچم های سیاه رو یه جایی شنیدم... خدایا چی بود ترنم: این در احادیث هست که یاران امام زمان با پرچم های سیاه از خراسان حرکت می کنن.


فصل ۲ - قسمت ۲۸ - گزارش یک پزشک انگلیسی
#28
03/02/2020

ماندانا: با خودم فکر می کنم من ملاحسین رو بیشتر از همه دوست دارم، اما این محمد علی زنوزی هم که در هنگام مرگ انیس حضرت باب می شه ، به نظرم قهرمان دوست داشتنی ایه، منتهی یه جوری که مخصوص خودشه. ترنم: حالا تا بیای تاریخ نبیل رو تموم کنی، قهرمانان دوست داشتنی زیاد پیدا می کنی...


فصل ۲ - قسمت ۲۷ - محاکمه در تبریز
#27
02/24/2020

ماندانا: در تبریز برای حضرت باب جایی در نظر گرفتن که خیلی دور از شهر بود، به این امید که ازاشتیاق مردم برای دیدن حضرت باب کم کنن. روزی که حضرت باب رو برای محاکمه می بردن، مامورین به زحمت تونستن از میون مردم راهی براشون باز کنن. نظام العلما که رییس جلسه بود از حضرت باب پرسید . . .


فصل ۲ - قسمت ۲۶ - یک پارچه آتش
#26
02/17/2020

ترنم: چی شد که حاجی میرزا آغاسی از فرستادن حضرت باب به چهریق پشیمون شد و هنوز سه ماه نشده، دوباره یه فرمان دیگه داد و گفت حضرت باب رو به تبریز ببرن؟ ماندانا: علتش این بود که می خواست صدای حضرت باب و بابیان رو ساکت کنه و نمی شد.


فصل ۲ - قسمت ۲۵ - قلعه‌ای آن قدر دور و آن قدر نزدیک
#25
02/10/2020

نبیل: هنوز ملاحسین به تبریز نرسیده بود که شنید حضرت باب را به قلعه چهریق منتقل کرده اند. وقت خداحافظی حضرت باب به ملاحسین فرموده بودند: تو از خراسان تا اینجا تمام راه را پیاده پیمودی، اینک نیز باید پیاده به سمت مقصد روانه شوی. دوران اسب سواری تو هنوز نرسیده. وقتی برسد، داستان اسب سواری تو و جرئت و شجاعتی که از تو آشکار می شود شگفت آور خواهد بود


فصل ۲ - قسمت ۲۴ - طاهره، قره العین
#24
02/03/2020

ماندانا: حالا می فهمم که چرا هنوز بعد از گذشت نزدیک به ۲۰۰ سال نام و خاطره طاهره در ذهن مردم ایران زنده ست به نظرم طاهره مثل یه ستاره دنباله دار زیبا و پرنور بوده که به سرعت از آسمون ایران گذشته و دو قرنه که همه تو شگفتی اش موندن


فصل ۲ - قسمت ۲۳ - یک پارچه آتش
#23
01/27/2020

ترنم: طاهره از طریق پسر خاله اش، ملا جواد برغانی با عقاید شیخیه آشنا می شه و کتاب های سید کاظم و شیخ احمد رو می خونه و عقایدشون رو می پذیره و حتی رساله ای هم در اثبات عقاید شیخیه می نویسه. ماندانا : سید کاظم هم بعد از دریافت این رساله بهش لقب قرة العین می ده، اینو یه بار جناب نبیل برام تعریف کردن.


فصل ۲ - قسمت ۲۲ - بانویی که سنت‌ها را در هم شکست
#22
01/20/2020

ترنم: من یه چیزی خوندم که می دونم خیلی دوست داری برات تعریف کنم، برای همین هم کلی یادداشت برداشتم که چیزی یادم نره. ماندانا: خوب بگو چی خوندی. ترنم : درباره بانویی خوندم که مثل یه ستاره بود تو دنیای تاریک زنای ایران، مثل یه خورشید.


فصل ۲ - قسمت ۲۱ – قلعه‌ای دور بر فراز کوه‌های بلند
#21
01/14/2020

ترنم : از میانه حضرت باب رو به میلان می برن و یه مدت کوتاهی هم اونجا اقامت می کنن. ماندانا : (با تعجب زیاد) میلان؟!!! میلان مگه تو ایتالیا نیست؟


فصل ۲ - قسمت ۲۰ - گوهر یگانه‌ای که در تبریز بود
#20
01/06/2020

نبیل: . . . اما در این میان جوانی بی اختیار از صف سربازان عبور کرد و با وجود موانع شدیدی که وجود داشت، با پای برهنه در جاده شروع به دویدن کرد. نیم فرسخ راه را دوید تا عاقبت هر طور بود خود را به حضرت باب رساند و درحالی که اشک از چشمانش روان بود، زمین مقابل آن حضرت را بوسید.


فصل ۲ - قسمت ۱۹ - آن شب اسرارآمیز در روستای کلین
#19
12/30/2019

ماندانا: ترنم روستاهای قم و قمرود و کنارگرد رو تعریف کرد، تا رسیدیم به روستای کلین نبیل: این را هم تعریف کردند که ملا مهدی کندی و ملا مهدی خویی پیام حضرت بهاء الله رو به حضرت باب رساندند؟ ماندانا: نه! مگه حضرت بهاء الله برای حضرت باب پیام فرستاده بودن؟


فصل ۲ - قسمت ۱۸ - کاشان و قم
#18
12/23/2019

نبیل: گرگین خان محمد بیک چاپارچی را مامور کرد و به او سفارش کرد که: مراقب باش هیچ کس باب را نشناسد، حتی سوارانی که با تو هستند نباید بدانند که این شخص کیست و اگر کسی پرسید، بگو شخص تاجری است که شاه او را به طهران احضار کرده و بیش از این چیزی نمی دانم.


فصل ۲ - قسمت ۱۷ - رجل نیک نامی که رویاهای شیرینی داشت
#17
12/16/2019

ترنم: خوب تو دیشب به کجا رسیدی؟ ماندانا: دیشب جناب نبیل تعریف کردن که چطور حضرت باب به اصفهان رفتن و مردم اصفهان چه استقبال خوبی از ایشون کردن. حتی منوچهرخان معتمدالدوله، حاکم اصفهان، توی جمعی که خیلی از علما حاضر بودن رسما اعلام می کنه که به حضرت باب و منشاء الهی کلمات و آیات ایشون ایمان داره


فصل ۲ - قسمت ۱۶ - میهمان‌نوازی مردم اصفهان
#16
12/09/2019

ماندانا: پس حالا بعدش رو بگین. گفتین که حضرت باب از منزل عبدالحمید خان داروغه مستقیما به اصفهان رفتن و مادر و همسرشون رو دیگه ندیدن نبیل: بله، اواخر تابستان سال ۱۲۶۲ هجری قمری بود که حضرت باب به همراهی سیدکاظم زنجانی به طرف اصفهان حرکت کردن


فصل ۲ - قسمت ۱۵ - بلای ناگهانی
#15
12/02/2019

نبیل: آن نوروز حضرت باب همه املاک و دارایی خود را به نام همسر و مادر خود کردند و در وصیت نامه خود هم منزل و بقیه دارایی های خودشان را به مادر و همسرشان واگذار کردند و نوشتند که بعد از وفات مادرشان تمام املاک و دارایی ایشان به همسرشان برسد